باسمه تعالی
تاریخ: 1389/11/18
شماره: 9831-11-81
پیوست: ندارد
سازمان محترم امور مالیاتی اداره وصول و اجرای شهر تهران
بعد از سلام عرض میشود:
احتراماً نظر به اینکه اینجانب محسن فاضلیان بنا به توصیه حوزه مالیاتی ستارخان به این سازمان مراجعه نمودم و یکی از عوامل آن دستگاه به نام آقای عسکری مدعی شدند که تحفیف داده شده برای سال 83 نابجا بوده و امضاهای مندرج در توافقنامه جعلی است؟!! و بنده بدهکارم؛ در حالی که اگر این مدارک جعلی است، به عنوان جاعل و سوءاستفادهکننده از مدارک جعلی، باید این پرونده به مراجع قضایی جهت تصمیم و صدور حکم ارجاع شود و ممیز دارایی یا هر عنصر دیگر در هر مقام و منزلت شغلی اگر قصد سوءاستفاده و بهرهبردای غیرقانونی ندارد، وظیفه دارد موارد مشهود را بدون هیچگونه واکنش افشاء و به مراجع قانونی واگذارد و مداخله در امور قضایی خارج از وظیفه ایشان بوده و هرگونه اهمال در این مورد پیگرد قانونی دارد.
یادم آمد که در سال 1383 به دنبال افشای صدور نوجوانان و جوانان و اطفال دختر و پسر به شیخنشینهای عیاش خلیج فارس موضوع کلاسه پرونده 83/34/1176 و کلاسه پرونده 83/43/2137 مفتوحه در دادسرای انتظامی قضات با شکایت این حقیر که باعث عزل و برکناری آقای قربانعلی دری نجفآبادی توسط وزیر دادگستری وقت زندهیاد کریمیراد گردید و موضوع مطروحه در جلسه مورخ چهارشنبه 83/10/30 ساعت 13:25 به ریاست خانم شیرین عبادی با حضور این حقیر و پانزده نفر از اعضای کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای دادگستری مورد بررسی قرار گرفت و منجر به صدور نامه اعتراضیه کانون وکلا به وزیر کشور وقت گردید (نامه شماره 18939 مورخ 82/11/28 و ثبت در دبیرخانه مرکزی وزارت کشور به شماره 1383/12/4) با این سوابق سوء در پرونده آقای قربانعلی دری نجفآبادی این چندمین بار است که به واسطه اعمال قوادی و جاکشی و دیگر عملیات خلاف انسانی و ضدبشری از پست وزارت اطلاعات و قضاوت قوه قضاییه ساقط و با حق ناز شست، بار دیگر به ریاست دادستانی کل کشور منصوب میگردد.
آیا مقام رهبری از خود پرسیدهاند که این شخص به چه دلیل برای چندمین بار از مقام دولتی معلق و به چه دلیل دوباره مسند کار شده است؟
این بار با نفوذ مقام و منزلت دادستانی برای انتقامگیری و توطئه وارد میدان مبارزه با این حقیر میگردد که یکی از این چشمهها تبانی با گروه مالیاتی جهت پاپوش دوختن و انتقامگیری از این حقیر است.
البته رسیدگی به اتهامات وارده آقای قربانعلی دری نجفآبادی تا محکمه صالحه حکم نکند نباید ترتیب اثر داد و جناب حاج آقا حاج سید علی خامنهای با عنوان رهبر مسلمین جهان حتماً میدانند که اتهام طبق موازین قانونی بر دو قسم است: تهمتهای وارد و تهمتهای ناوارد.
اگر اتهامات وارد است، تشکیل محکمه سبب نمیشود که شخص متهم در رأس امور مهمه (دادستانی کل کشور) منصوب گردد. بلکه بر خلاف آن اگر متهم شاغل هم هست، باید او را معلق و قبل از محاکمه او را بازداشت نمایند تا محکمه رأی خود را برای مجازات اعلام نماید. بدیهی است حبس قبل از محاکمه بابت حکم صادره محسوب خواهد شد.
در خبر است تیر کژ هرگز به هدف نمیخورد. چنانکه اغراض نفسانی، انسان را به حقیقت نمیرساند و از جهت هوی و آرزو سبب پستی و انحطاط شخصیت است و ارتکاب آنها آدمی را از خدا و کمال به دور میافکند و زیان آنها به خود شخص باز میگردد؛ یعنی به جای اینکه هدف را نشانه رود، خود را هدف قرار میدهد.
تشبیه نفس به کمان به سبب عدم استقامت و کژی آن است؛ زیرا همواره به غرض فاسد و شهوت متمایل است، واقعیت را رعایت نمیکند و راسترو نیست و راسترو شدن سالک همان استقامت است که در نزد خداوند پایهای بلند و گرانمایه دارد.
به جناب آقای حاج آقا سید علی خامنهای عرض میشود: باور کنید چشم ملت ایران سیاه شده از بس از این قبیل رجال در جمهوری اسلامی خطاکاری دید و چشم ملت ایران سفید شد که بالاپوشانیهای غیرمنطقی و غیراصولی محاکمه این عوامل پست و جنایتکار در رژیم جمهوری اسلامی را ندید.
پس معلوم میشود که در جمهوری اسلامی خدمت با خیانت فرقی ندارد، بلکه خیانت رجحان داشته و تشویق هم میشود؟!!
در مملکتی که مسئولیت وزرا نمودی بیبود است و در مملکتی که سران آن تا این درجه فراموشکارند، از خائنین خیانت به همه سرایت میکند، مصالح مملکت (دین و آیین و منافع ملی و ناموس جماعت فدای اغراض و قربانی کیسه افراد میگردد؟!! ولی وزرا با وسایل و ترفندهای زبردستانه خود را از مجازات میرهانند و در نهایت جمهوری اسلامی چون لاشه بیروان است که به مرور طعمه وحوش و طیور خواهد شد.
مسئولیت وزرا وقتی تحقق دارد که مجلس شورای اسلامی اقدامها و عملیات وزیری را که منافی با شرافت اسلامی و مصالح ملت است، تعقیب نماید.
باری آقای قربانعلی دری نجفآبادی برای انتقام و سرکوب افشاگریها با استفاده از مقام دادستانی کشور که معلوم نیست با توطئه کدام گروه به او تفویض شده با ایجاد رعب، وحشت، پروندهسازی کورکورانه (از جمله پرونده کلان مالیاتی با دستیابی دیگر عوامل قواد و جاکش برای این حقیر تدارک میبیند) و زمانیکه با اعتراض شدید و عکسالعملهای این حقیر روبرو گردید کوتاه آمد و دم فروبسته و این اتهامات سنگین را که توسط دیگر عوامل دولتی کابینه محمود احمدینژاد، این مدعی حق مسلم ماست، برای این ملت ناموسبربادرفته؟!! به او ابلاغ گردید نادیده گرفت و مصلحت بر آن دید که ماجرا را به فراموشی بسپارد.
رادیو آلمان جمعه 8 خرداد 1383 برابر با 28 مه 2004 پیرامون خبر حراج زنان و دختران ایرانی به امارات و فروش آنان در بورسهای جنسی و جزئیات حراجی که گفته میشود روز چهارشنبه در امارت فجیره صورت گرفته اخبار تکاندهندهای را در گفتگوی رادیویی با خانم رؤیا کریمی مجد روزنامهنگار و خانم زهره ارزنی وکیل دادگستری به منظور روشنتر کردن جنبههای خبری، قانونی و عکسالعمل این گزارشها صورت داده که در پایان دویچه وله از خانم مجد میپرسد توضیحات شما قطعاً به این معنا نیست که اساس خبر خرید و فروش دختران در امارات و بهرهکشی جنسی از آنها را جعلی بدانید بلکه در زمینه حراج فجیره اخیر طالب شفافیت خبری بیشتر هستید و خانم رؤیا کریمی در جواب میگوید بحث بردگی زنان ایرانی در دوبی مسئلهای است که حداقل سه سال پیش در مطبوعات ایران مطرح شده است و روزنامههای مختلف در این زمینه و مجلاتی هم خبرنگار فرستادهاند و گزارشهای مستندی از آنجا آوردهاند که ثابت میکند این بحث که در قرن21 فروش زنان ایرانی به عنوان برده مطرح بشود جای نگرانی بسیار است. خانم زهره ارزانی میگوید بعد از انقلاب در مورد قاچاق انسان قانونی صریحی نداشتهایم و تا کنون هم اگر باندهای قاچاق انسان در ایران بازداشت شدهاند و مسئولان خواستهاند مجازاتی برای آنان تعیین بکنند از ماده 639 قانون مدنی سوءاستفاده کردهاند و به خاطر همین خلاء قانونی بود که اخیراً مجلس قانونی دوفوریتی را در 29 اردیبهشت به تصویب رساند. البته این قانون به تأیید شورای نگهبان نرسیده است؟!! چنانچه این قانون به تصویب نهایی برسد، قاچاق انسان جرم محسوب میشود، حتی اگر با میل قربانی باشد و آن مجازاتی که برای این جرم در نظر گرفته شده از 2 تا 10 سال زندان میباشد و در حالیکه مجرم محارب یا مفسد فیالارض شناخته شود محکوم به مرگ خواهد گردید؟! البته مورد محاربه چون بسیار کلی است اثبات آن بسیار سخت است و ابهام دارد (به نظر خانم ارزنی) به جای اینکه چنین چیزی را بگویند میتوانستند بگویند که در این زمینه جنایی تشکیلات بینالمللی مافیایی حمایت کند؟! مجازات سنگین مثلاً چهل سال زندان را خواهد داشت. خانم زهره ارزنی در جواب اینکه روی دیگر این قضیه مسأله قوادهاست، در قانون ما برای فرد یا افرادی که واسطه هستند چه مجازاتهایی در نظر گرفته شده است، او در جواب میگوید قوادی از نظر شرع اسلام حد دارد؟! علاوه بر حد مشمول ماده 639 هم ؟! میشود در این حالت قاضی حق دارد برای فرد به عنوان تشویق به فساد و ترویج به فحشا از 6 ماه تا 10 سال زندان تعیین کند و در موردی که وکالت آن را داشتم، دادگاه 10 سال زندان حداکثر مجازات را با وجود اینکه این زن سابقه کیفری نداشت تعیین کرد؟! در محاکم ما کسی که واسطه و دلال است برایش حد جاری میشود که 74 ضربه شلاق است؟! هم مجازات حبس را به دنبال خواهد داشت؟!
مدارک مستدلی در دست است که نشانگر آن است قانون مبارزه با قاچاق انسان از سوی دولت جمهوری اسلامی (سید محمد خاتمی) به شماره 26862/478 مورخ 1383/1/11 به مجلس شورای اسلامی ارجاع و دو فوریت آن در جلسه علنی روز یکشنبه مورخ 1383/2/28 تصویب میگردد و در جلسه علنی یکشنبه مورخ 1383/4/28 قانون آن با اصطلاحاتی به تصویب میرسد و به لحاظ انقضای مهلت مقرر موضوع اصل (94) قانون اساسی جمهوری اسلامی و عدم وصول پاسخ شورای نگهبان در اجرای اصل یکصد و بست و سه (123) قانون اساسی این جمهوری اسلامی به پیوست به آقای سید محمد خاتمی ریاست جمهوری وقت ارسال میگردد.
قانون فوق مشتمل بر 8 ماده و 3 تبصره مصوب 1383 مجلس شورای اسلامی به لحاظ عدم اعلام نظر شورای نگهبان در مهلت مقرر واصل نگردیده است؟!! (امضاء رئیس مجلس شورای اسلامی حداد عادل).
قاچاق انسان همزمان با دوران جمهوری اسلامی ابداع و پررونق میشود، سر و صدا به پا میکند و گندش در میآید، آنچنانکه بوی گند آن دنیا را متوجه این عمل غیرانسانی و مشرفانه آنهم در جمهوری اسلامی میگرداند و به سرعت در رسانههای جهانی منعکس میگردد، حقوق بشر کانون وکلای دادگستری وابسته به جمهوری اسلامی دست به اقدام متقابل میزند، به وزیر کشور کتبا اعتراض میکند؟!! وزیر کشور اعتراض را به مجلس شورای اسلامی ارجاع و شورای اسلامی با قید دو فوریت و با معطلی و دست به دست کردن سرانجام قوانین مجازات قاچاق انسان را پس از تصویب به شورای نگهبان جمهوری اسلامی ابلاغ و شورای نگهبان آن را مخفی میکند؟!! و شاید هم محو مینماید؟!! زهی بیشرفی و بیشرمی، معلوم نیست شورای نگهبان از چه چیز نگهبانی میکند؟!! آیا به کار نگهبانی از فساد و فحشا و پشتیبانی از عوامل قواد و جاکش و اراذل و اوباش که نفرات آنها در جمهوری اسلامی کم نیست، سرگرم است؟
این همه صحنهسازی، نمایش و شعارهای توخالی ناچسب برای چیست؟!! اگر قرار است ماستمالی شود، صرف اینهمه بودجه کلان برای چیست؟ آخر حیف و میل اموال ملی و هرزهروی تا چقدر؟! در حالیکه دولت جمهوری اسلامی دچار افلاس گردیده و کسر بودجه کمرشکن شده است و به قول شاعر:
گویند در خزانه نمانده است یک فلوس ما را هزار خنده از این گفتگو گرفت
این پولها چه میکند این دولتی که باج؟! از مستراح مسجد ملا عمو گرفت
دستت اگر رسید بکن قطع بیدرنگ دستی که دوستانه دو دست عدو گرفت
بهتر است از این مسخرهبازی، وقاحت و بیشرمی، حیف و میل، به افلاس کشاندن این ملت ناموسبربادرفته دست بردارید.
این ملت بدبخت مالیات بدهد، آنوقت با اخذ جرایم مختلف (ارزش افزوده، دیرکرد و غیره) همه را یکجا به جیب جاکشها، قوادان، اراذل و اوباش جمهوری اسلامی سرازیر کنند تا این اراذل و اوباش قوانینی کرا که در جهت اصلاح اخلاق و احیای شرف این مردم ناموسبربادرفته با این مشکلات به تصویب میرسد، به راحتی آن را مصادره و گم و گور نمایند؟!
طبق تحقیقاتی که شده اکثر قربانیان قاچاق انسان در ایران دختران فراری هستند. وقتی برای دختری که فرار میکند جایی وجود ندارد تا بتواند در حمایت قانون قرار گیرد او مجبور است شبها در پارک بخوابد و به تور افراد قاچاقچی میافتد. باید جایی ایجاد شود مثل خانههای امنی که در اروپاست. این جامعه ما واقعاً نیاز دارد. فقط به شعار دادنهای کلی که فرهنگ اصلاح بشود، ما خانوادهها را تشویق میکنیم، نمیتوانیم معضل را حل کنیم. ما باید از دخترانی که در خانوادهها واقعاً تحت فشار هستند و از فرط استیصال فرار میکنند، حمایت کنیم. در جامعه ما چنین امکانی نیست، اکنون اکثر قربانیان روسپی ما نمیتوانند به دادگاه بیایند و از کسی شکایت کنند، چون خودشان مجرم هستند؛ تازه وقتی آنان را دستگیر میکنند، مجازاتی برایشان در نظر میگیرند و بعداً دوباره آنان را در خیابانها رها میکنند، بدون اینکه تحت درمان یا رواندرمانی قرار بگیرند یا برایشان شغل در نظر گرفته شود، دوباره در خیابانها رها میشوند و تن به این اعمال میدهند.
آنان را به شلاق محکوم میکنند، وقتی هم از عامل تجاوز شکایت شود، بجای آنکه حکم مناسب و عادلانه صادر شود (ازدواج اجباری متجاوز، رفتار سختگیرانه با متجاوز و غیره) جواب میشنوند، متجاوز به شلاق و حبس محکوم شده، حکم برایش جاری شده و با شاکی هم همین رفتارها شده؟!! و پرونده مختومه گردیده و شکایت وارد نیست؟!! زهی بیشرمی؟!! و صدمه دیده از تجاوز بدون اینکه تحت درمان یا رواندرمانی قرار بگیرد، برایش مأوا، شغل، مسکن، امرار معاش در نظر گرفته شود به اجبار در خیابانها راه میشود؟!! و به ناچار تن به این اعمال میدهد و موجب هرچه بیشتر گسترده شدن فحشا، فقر، شیوع بیماریهای خاص و خطرناک میگردد؟!! و دولت جمهوری اسلامی وقیحانه از ادای مسئولیت شانه خالی میکند و درآمدهای حاصله از منابع سرشار نفتی و دیگر معادن سرشار ملی، مالیات بر ارزش افزوده؟!! توسط دزدان چپاولگر تاراج و صرف و ولخرجیهای بیهوده در رژیم جمهوری اسلامی میشود؟!! و دولت جمهوری اسلامی اصلاً به روی مبارک نمیآورد که چه سرنوشت تلخی برای این مردم نگونبخت رقم زده است؟!! و مسبب و عامل تمام این بدبختیهاست.
در این شرایط وحشتناک، لطف خداوند شامل این مردم ناموسبربادرفته گردید و راهحل این مشکل را که شرف، آبرو، حیثیت، دین و مذهب را بر باد داده، بشارت میدهد.
مخارج نگهداری، تعلیم و تربیت، رواندرمانی، حمایت از حقوق افراد آسیبدیده، تأمین درآمد شغلی رفاه توسط بنیاد تازهتأسیس با کسب مجوز از سازمان بهزیستی به شناسه ملی 10320267558 توسط بنیاد خیریه زندهیاد حاج ابوالحسن فاضلیان تأمین خواهد شد و فعالیت را آغاز مینماید که اهم اهداف آن به شرح زیر است.
حمایت و پیگیری حقوق آسیبدیدگان اجتماعی (کودکان و اطفال دختر و پسر تا سن قانونی با هماهنگی سازمان بهزیستی (در موارد استثناء برای درختران تا زمان سر و سامان گرفتن آنان) اختصاص مییابد. لازم به ذکر است کلیه مخارج این خدمات رایگان بوده و کلیه هزینهها از اموال موروثی زندهیاد حاج ابوالحسن فاضلیان (از تجار بنام، متمول و صاحبامتیاز و مدیرمسئول نشریهای به نام روزنامه جدید) که رقم آن ارزنده و قابل ملاحظه میباشد، تأمین خواهد شد که به لطف ایزد یکتا امید است که از این حظیرهالقدس استثمار شود. آمین یا ربالعالمین.
توفان بسیار نزدیک است!! و این بار روی سخن با جناب دکتر محمود احمدینژاد، رئیسجمهور منتخب سردهنده نواهای حق مسلم ماست برای این مردم ناموسدریده؟!! اگر بیانات ایشان برای مصرف سیاسی و نمایشی نمیباشد و اگر ایشان به اندازه یک جو شرف، غیرت، مردانگی، شهامت و … در خود سراغ دارند، مکلف هستند این مقدار ناچیز غیرت را با ارسال پرونده جنایات فرودگاه حلقهدره و کورههای آدمسوزی رژیم حکومت اسلامی که جنجال هولوکاست هیتلری را کمرنگ کرده است، به مراجع قضایی قانونی به منصه ظهور برسانند و به این دارندگی غیرت به خود ببالند؟!
آقای شمسالدین حسینی، یار جناب آقای احمدینژاد، وزیر کابینه دولت دهم اگر با این گروه قواد، جاکس و … مبرا از همکاری میباشند وظیفه دارند این ادعانامه را که در 10 صفحه، نوشته، تنظیم و در سایت اینترنتی www.mohsen-fazelian.com قابل رویت میباشد را به آقای احمد جنتی، یار و مددکار گروه قوادان و جاکشهای فعال در کابینه دهم و آقای قربانعلی دری نجفآبادی (آیشمن ایران) با دادن آدرس اینترنتی فوقالذکر، اعلام جرم و شکایت این حقیر را به اتهام همکاری تنگاتنگ با گروه قواد و جاکش با پنهان کردن اسناد و مدارک قانون مصوب مبارزه با قاچاق انسان ابلاغ فرمایند.
بدیهی است اسناد و دارک جرم آنان به اتهام احداث کورههای آدمسوزی تأسیس فرودگاه قاچاق حلقهدره، شکار اطفال دختر و پسر توسط شکارچیهای حرفهای حکومت اسلامی، جعل گذرنامه، جعل موافقتنامه والدین برای خروج از کشور، صدور اطفال دختر و پسر به سرزمینهای عربی جهت بهرهبرداری جنسب و فروش اعضا و اندام و جوارح آنان بعد از بهرهبرداری جنسی و بازگرداندن اجساد قربانیان از طریق فرودگاه حلقهدره و سوزانیدن و امحای این اجساد در کورههای آدمسوزی رژیم حکومت اسلامی و … در دادگاه صلاحیتدار قضایی با حضور هیأت منصفه علناً به طرفیت این حقیر ارائه خواهد شد.
رونوشت: حضرت آیتالله وحید خراسانی انارالله مقام و منزلته ابوالزوجه حجت الاسلاموالمسلمین صادق لاریجانی، ریاست دستگاه قوه قضاییه در حکومت اسلامی جهت استحضار و طلب استفتاء از آن مقام معظم در خصوص اعمال این گروه قواد و جاکش، باجخور واسطه فواحش به نام اسلام و دین احمدی. اگر این اعمال را خلاف آیین و شریعت اسلامی میدانید، سکوت چرا؟!! آخر فقها و مراجع دین و شریعت وظایفی دارند که بسیار سنگین است و نیاز به شعارهای توخالی نیست. در مورد افعال حرام بر اساس مندرج در سایت www.mohsen-fazelian.com صریحاً اعلام نظر فرموده و با اقدام تحقیق و تفحص مراجع تقلید، پرونده مرتکبین این اعمال شنیع (که قلب هر مسلمانی را به درد آورده) را به طرفیت این حقیر به مراجع ذیصلاح قضایی با حضور هیأت منصفه، وکلا، نمایندگان روحانیت سریعاً اقدام فرمایید.
مسلم است با برملا شدن این ماجرا که پرونده آن در مراجع قضایی است رسیدگی به این جنایات در مراجع قضایی قطعی و حتمی است و از آن گریزی نیست.
لحظهای به خود آیید به رفتار محمود احمدینژاد مفلوک بنگرید که با شعارهای تند و توخالی با پریدن به جماعت روحانی و همردیفان آنان به افشای مفاسد و عاملین فاسد در جمهوری اسلامی تهدید میکند، وقتی میبینید خودش و همدستانش کمتر از روحانیون آلودگی ندارند، دم فرو میبندد و زبانش را غلاف میکند؟!!
با افشای ماجرای جعل دکترای عوضعلی کردان، وزیر کشور کابینه محمود احمدینژاد، به وکلای مجلس شورای اسلامی و دیگر ارگانها رشوه میپردازد. ملاحظه بفرمایید روحانی فاسد (قربانعلی دری نجفآبادی، احمد جنتی و…) قوه مجریه فاسد دستگاه قوه قضاییه فاسد، آید در این کشتی نور را رستگاری را میبینید؟ و با این لطماتی که جمهوری اسلامی به دین، آیین، اخلاق و… این مردم ناموسدریده وارد نموده، پیشنهاد میگردد آنجناب ترتیبی را اتخاذ نمایید تا این رژیم فاسد کرمخورده از پیکره اسلامی جدا گردد.
اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین
با احترام،
محسن فاضلیان